![]() |
![]() |
|
|
پاداش برزخی سلمان از جمله کسانی که پاداش برزخی خود را دیدند سلمان فارسی است که او را سلمان محمدی هم می گویند ویکی
از سابقین در اسلام و از کسانی بوده است که برای به دست آوردن حق و حقیقت رنج ها و سختی هارا متحمل
شد تا آخرالامر به مقصود خود رسید . ایشان در اثر ایمان کامل ورأی درست و وفداکاری که راجع به اسلام
وپیامبر(ص) و احکام داشت، پاداش عظیمی در عالم بزرخ به او دادند .ابن عباس می گوید: بعد از مرگ سلمان،
او را به خواب دیدم . در حالی که تاجی از یاقوت برسر و حلّه های بهشتی بر تن و زر و زیور بر اعضای بدن
خود داشت و مانند پادشاهان برتختی نشسته بود . از روی تعجب گفتم :تو سلمانی ؟! جواب داد : آری ، گفتم تو
همان آزاد شده ی پیامبراسلام (ص) هستی ؟ گفت : بلی ، گفتم : ای سلمان ! آیا این پاداش و منزلت نیک را
خداوند به تو عنایت فرموده است ؟ گفت : بلی . گفتم : ای سلمان ! در بهشت بعد از ایمان ، چه چیزی فضیلتش
از همه بیشتر است ؟ گفت : ای ابن عباس ! بعد از ایمان به خدا و رسولش ، چیزی با فضیلت تر در بهشت از
دوستی امیر المؤمنین (ع) و اقتدا کردن به آن حضرت ندیدم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط ویدا |
|
|
ارواح در قالب جدید
بعد ازآن که دوران عمر انسان به پایان رسید و روح از بدن جدا شد ،
عالم برزخ شروع می شود . روح داخل بدن مثل بدن مثالی و برزخی
می شود و به فعالیت خود ادامه می دهد ، بدن مثالی از لحاظ شکل و
قیافه مانند بدن خاکی است . فرق آن با بدن خاکی این است که بدن
مثالی جسم وماده نیست ، سنگینی ندارد ، لطیف تر از هوا است ،
چیزی مانع آن نخواهد شد ، هر نقطه ای که قرار بگیرد همه چیز و
همه جا را می بیند ، این طرف وآن طرف دیوار و راه دور و نزدیک
برایش تفاوتی ندارد ، به یک چشم به هم زدن همه ی دنیا را سیر
می کند و در آسمانها پرواز می نماید . از امام صادق (ع) نقل شده
است : بدن مثالی (وبرزخی) را اگر ببینید می گویید، این همان بدن
دنیایی است. اگر شما پدر یا یکی از بستگان خود را در خواب ببینید
با همان بدن می بینید! اگر چه آن بدن ده ها سال گذشته در خاک پوسیده
شده باشد . اما در قالبی سالم به خواب شما می آید و مطالب واقعیت داری
را برای شما می گوید که : بعد از بررسی معلوم می شود همه ، موبه مو
درست و واقعیت داشته است . گاهی روح در بدن سالمی به خواب انسان
می آید و از آینده خبرهایی می دهد که بدون کم و زیاد بعدا واقع می شود.
هر انسانی در همین دنیا ، دو بدن دارد یکی سنگین و دیگری سبک، بدن
سنگین همین بدنی است که در بیداری با هم گفت وگو می کنیم و رفت وآمد
داریم. بدن سبک آن است که ، در حالت خواب با هم دیگر برخورد
می نماییم ، مسافرت می کنیم ، به آسمان می رویم ، جاهایی را که نرفته و
ندیده ایم می رویم و می بینیم . آری ، هنگام خواب و مرگ روح از بدن
مقارقت می کند . ولی در حالت خواب کلی قطع علاقه نمی کند ، هنوز
علاقه ی جزیی به بدن دارد . و در هنگام مرگ روح علاقه ی خود را
بسیار کم می کند به طوری که فقط از دور آن را مشاهده می نماید ؛ زیرا
قصد ندارد تا روز قیامت به بدن برگردد. امّا در قیامت بعد از آنکه ذرات
انسان به هم متصل شد و از قبر بیرون آمد ، باز روح ، قالب مثالی را رها
کرده و به همین بدن خاکی بر می گردد. بدن باید با آلتی که در دنیا داشته و
با آن اعمال خیر و شرّ را انجام می داده وارد شود؛ چرا که هر جرمی را با
آلت جرم به دادگاه می برند و محاکمه می نمایند . زندگی عالم برزخ مانند
زندگی در عالم خواب است ! انواع شادی ها و غم ها ، لذّت ها و شکنجه ها
را ، در عالم خواب داریم ، در عالم خواب روح خوشحالی می کند جسم و
بدن هم لذّت می برد ، روح نا راحت و خسته می شود ، از کوه پرت می شود ،
در بدن هم اثر می گذارد و آن را خسته و ناراحت می کند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 7:23 قبل از ظهر توسط ویدا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط ویدا |
|
|
هفت مورد دعای مخصوصی ندارد امام باقر (ع) فرمود: هفت مورد دعای مخصوصی ندارد: (1)نماز میت ،(2)قنوت،(3) مستجار(یکی از چهار گوشه ی خانه ی کعبه است) (4)صفاف ،(5)مروة،(6) وقوف در عرفات ،(7) دو رکعت نماز طواف. خورشید هفت طبقه است وماه نیز هفت طبقه است محمد بن مسلم میگوید: به امام باقر (ع) عرض کردم چرا گرمای خورشید بیشتر از ماه است؟ فرمود:خدای تبارک وتعالی خورشید را از نور آتش و خلاصه آب آفرید یک طبقه از این ویک طبقه از آن تا آنکه هفت طبقه شد، پس پوششی آتشین بر او پوشاند از این رو گرمای آن بیشتر از ماه است . عرض کردم من به فدایت ماه چگونه است : فرمود خدای تبارک وتعالی ماه را از نور آتش و خلاصه آب آفرید یک طبقه از این و یک طبقه از آن تا هفت طبقه شد، پس پوششی از آب بر آن پوشاند از این رو ماه خنکتر از آفتاب است. در آسمانها وزمین چیزی پیدا نمی کند مگر سبب دارد امام موسی بن جعفر (ع) فرمودند:در آسمانها و زمین چیزی بوجود نمی آید مگر بواسطه ی هفت چیز: (1)قضا،(2) قدر،(3) اراده،(4) مشیت،(5)کتاب، (6) زمان،(7) اذن. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط ویدا |
|
عالم ارواح چیست ودرکجاست؟ عالم ارواح در حال حاضر نیست خداوند 2000سال قبل از خلقت بدن حضرت آدم ارواح انسانها را آفرید و درفضایی در همین کرات آسمانی محلی مثل کلاسهای درس قرار دادتا تحت تعلیم وتربیت خاندان عصمت وطهارت که خیلی جلوتر از انسانها خلق شده بودند وهمه ی حقایق مورد نیاز مخلوقات را می دانستند قرار بگیرند وآنها به اندازه ی ظرفیت وپذیرش انسانها حقایق را به آنها عرضه نمایند این عالم تا خلقت بدن حضرت آدم بر کره ی زمین ادامه داشت و بعد ازآن چون آن ارواح به بدنهای ذره ای متعلق شدند تمام شد و عالم ذر شروع شد روایات زیادی در این باره در کتب معتبر از جمله ((خلق الله الارواح قبل الابدان بالفی عام)) (بحارج 8 ص 308) تمام خوبی وبدی ها را در عالم ارواح شناخته ایم و این تعالیم اساتید بزرگوار ما در عالم ارواح است.
عالم ذر کجاست وچگونه است؟ عالم ذر همین الان هم برای کسانی که هنوز به دنیا نیامده اند وجود داردو آنها در عالم ذر هستند همه ی ما که وارد این دنیا شده ایم قبل از آن در عالم ذر بوده ایم با همین بدن ها ولی به صورت خیلی ریز. عالم ذر در فضای همین کره زمین است و لذا ما وقتی به جائی در این دنیا که یادمان نیست قبلا آنجا را دیده ایم یا نه می رویم وکاری می کنیم که اصلا یادمان نمی آید کی این کار را انجام دادیم ولی یقین داریم یک مرتبه ی دیگربه اینجا آمدیم واین کار را کرده ایم مربوط به آن رفت وآمدی است که در عالم ذر با این دنیا داشتیم . یا اینکه شخصی را می بینیم شاید هزاران کیلومتر فاصله اش با ما باشد ولی احساس می کنیم ایشان را جایی دیده ایم این احساس آشنایی برمی گردد به عالم ذر.
بهشت وجهنم کجاست ؟ (با استفاده از روایات)جهنم در آسمانهای هفتگانه واحتمالا بهشت خارج ازآسمانهای هفگانه است. چون در قرآن آمده است:((وجنه عرضها السماوات والارض)) پس نمی شود بهشتی که وسعتش به اندازه ی آسمانها وزمین است داخل آسمانها جا گیرد .ممکن است بهشت خارج ازآسمانها ومنظومه ی شمسی ما باشد و در کرسی که به فوق آسمانها وزمین است ودر عرش که بالاتر از کرسی است باشد ولی جهنم مسلما همین هفت آسمان و همین هفت زمین است(بحارج 8 ص 128) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 6:41 قبل از ظهر توسط ویدا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط ویدا |
|
|
کسانی که منکر ولایت و امامت امیر المومنین(ع) و اولادش باشند هم در دنیا وهم در عالم برزخ وهم در قیامت مسخ می شوند وبه صورت ((سوسمار))و((ماهی جری)) در می آیند . چند نمونه از آن ها را متذکر می شویم. 1) اصبغ بن نباته روایت کرده است : جمعی از منافقین نزد حضرت علی (ع) آمدند وعرض کردند: شما می گویید:ماهی جری مسخ شده وحرام است؟ فرمود :آری عرض کردند: دلیلش را برای ما بیان کن . آن حضرت (در حالی که جمعیت با ایشان بودند ) نزد فرات آمد و صدا زد اناس اناس ((جری ماهی)) از داخل آب جواب داد :(( لبیک)) فرمود :کیستی؟ گفت:از اشخاصی هستم که ولایت تو را بر ما عرضه کردند نپذیرفتیم ومسخ شدیم . بعد گفت : یا علی ! در میان کسانی که الان با شما هستند اشخاصی می باشند که مانند ما مسخ می شوند وبه سرنوشت ما مبتلا می گردند. سپس گفت: ما اهل قریه ای در کنار دریا بودیم . خداوند ولایت تو را برما عرضه داشت نپذیرفتیم وبه این علت مسخمان کرد . بعضی در دریا بودیم وبعضی در خشکی هستند به شکل((سوسمارو موش صحرایی)) هستند . حضرت فرمود : گفتار او را شنیدید به خداقسم اینها مانند زنان شما حیض می شوند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:57 بعد از ظهر توسط ویدا |
|
مشرح این داستان را شیخ برای کمتر کسی بیان کرده است گاهی بمناسبتی بدان اشاراتی می کرد ومی فرمود:((من استاد نداشتم ولی گفتم :خدایا!این را برای رضای خودت ترک می کنم واز آن چشم می پوشم توهم مرا برای خودت درست کن.)) فقیه عالیقدر حضرت آیت الله سید محمد هادی میلانی-رضوان الله تعالی علیه-به این داستان اشاره نمود و فرموده است :به شیخ عنایتی شده وآن به خاطر کف نفسی بوده که در ایام جوانی به عمل آورده است . جناب شیخ خود شرح این ماجرا را در دیداری که با آن بزرگوار داشته بازگو نموده است و حجت الاسلام والمسلمین سید محمد علی میلانی ــفرزند آیت الله میلانی ــکه خود در آن دیدارحضور داشته این واقعه را از زبان شیخ چنین تعریف می کند: ((در ایام جوانی دختری رعنا و زیبا از بستگان دلباخته ی من شد و سر انجام در خانه ای خلوت مرا به دام انداخت. با خود گفتم:((رجبعلی! خدا می تواند تو را خیلی امتحان کند . بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن . سپس به خداوند عرضه داشتم : خدایا! من این گناه را برای تو ترک می کنم تو هم مرا برای خودت تربیت کن.)) آنگاه دلیرانه همچون یوسف (ع) در برابر گناه مقاومت می کند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب می ورزد و به سرعت از دام خطر می گریزد. این کف نفس و پزهیز از گناه موجب بصیرت و بینایی او گردید . دیده ی برزخی او روشن می شود و آن چه را که دیگران نمی دیدند ونمی شنیدند می بیند و می شنود. به طوری که چون از خانه بیرون می آید بعضی افراد را به صورت واقعی خود می بیند و برخی اسرار برای او کشف می شود. از جناب شیخ نقل شده است که فرمود: ((روزی از چهار راه ((مولوی)) واز مسیر خیابان ((سیروس)) به چهار راه((گلو بندک)) رفتم وبرگشتم فقط یک چهره ی آدم دیدم!)) رسول خدا (ص) می فرماید: ((نگاه به نامحرم تیری زهرآلود ار ناحیه ی شیطان است. هر کس به پاس حرمت الهی آن را ترک کند خدا ایمانی به او می دهد که شیرینی آن را در دل احساس نماید .)) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:11 بعد از ظهر توسط ویدا |
|
|
یک پیش بینی سیاسی
یکی از فرزندان شیخ ( مرحوم رجبعلی خیاط ) می گوید :در ۳۰ سال ۱۳۳۰ هجری شمسی وقتی شیخ وارد منزل شد شروع کرد به گریه کردن و فرمود : (( آنها بنا داشتند در این روز خیلی ها را بکشند . آیت الله کاشانی موفق نمی شود ولی سیدی می آید وموفق می شود . )) پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم امام خمینی (ره) است .
پاداش مخترع پنکه یکی از شاگردان شیخ نقل کرد که ایشان فرموید : (( روزی پنکه ی کوچکی برایم هدیه آوردند . دیدم در دوزخ - برزخ-پنکه ای جلوی مخترع آن گذاشتند . )) این مکاشفه تایید کننده ی مفهوم روایتی است که دلالت می کند : هر چند کافران به بهشت نمی روند ولی اگر کارهای شایسته انجام داده باشند بی پاداش نمی ماند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط ویدا |
|
دکتر حاج حسن توکلی نقل می کند :روزی من از مطب دندان سازی خود حرکت کردم که جایی بروم. سوار ماشین شدم . میدان فردوسی یا پیش تر از آن ماشین نگه داشت . جمعی آمدند بالا. سپس دیدم راننده زن است همه یک شکل ویک لباس خودم را جمع کردم و فکر کردم اشتباهی سوار شده ام .این اتوبوس کارمندان است اتوبوس نگه داشت و خانمی پیاده شد . همه مرد شدند با اینکه بنا نداشتم پیش شیخ ( مرحوم رجبعلی خیاط ) بروم ولی از ماشین که پیاده شدم رفتم پیش مرحوم شیخ . قبل از اینکه من حرفی بزنم شیخ فرمود : ((دیدی همه ی مردها زن شده بودند ! چون آن مردها به آن زن توجه داشتند !))
بعد گفت : ((وقت مردن هر کس به هر چه توجه دارد همان جلوی چشمش مجسم می شود ولی محبت امیر المومنین (ع) باعث نجات می شود .)) ((چقدر خوب است که انسان محو جمال خدا شود ... تا ببیند آنچه دیگران نمی بینند و بشنود آنچه دیگران نمی شنوند.))
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط ویدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در ماورای سکوت گاه یک آسمان نگاه است که از غم پوشیده گشته وگاه یک اقیانوس اشک است که طوفان بغض متلاطمش کرده در آن طرف ماورای سکوت گاه یک دیوار بلند است که از بالایش شاخه های درخت دانش آویزان است درخت تناور آگاهی که پر از میوه ی بینش است و همانست که با سنگینی اش لب را می دوزد نگاه را به پایین می اندازد زبان را به آرامش می کشاند و تو را به سکوت وامی دارد
آگاهی فهم بغض عقل اشک و ... پشت هر سکوتی خوابیده است بیدارش نکنید |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
عذاب شیخ رجبعلی خیاط عکس روایت شیطان هفت چندسوال؟ |
|
RSS
|